تازه داشت این جشنواره انار و جار و جنجال هاش یادم می رفت که دیروز یه غزل عارفانه که واگویه های دل شیدای عزیز دلم" احمدصفاییان بادرودی" بود به دستم رسید و کار دستم داد! یعنی خرمگس طبعم رو بدجور قلقلک داد. حیف است از این غزل بی نصیب بمانید. بفرمایید و بعد:
یاقوت سرخ باد
جشـــن سوم گشته برپا در دیـــــاربادرود تا که ماند لاله گون باغ انـــــــار بادرود
شد معطر بار دیگر باغ و دشت و بوستان رشک فردوس برین شد لاله زار بادرود
ساحت بستان زند صد طعنه بر خلد برین ژاله افشان شدسحاب مشکبار بادرود
بلبل از روی توشد مست و غزلخوان همچو من زانکــــــه باشد روی تو عز و وقار بادرود
شد چمـــــن از گل معطر چون سر زلف نگــــــار رحمت باریتعــــــــــالی شد نثار بادرود
شد عنایات الهی بار دیگر جلوه گــــــر این ستایش ها به درگاهش شعار بادرود
جانفزاتر از شراب ارغوانی شد به حق آب شیرین و گـــــــــــوارای انــار بادرود
جای شکر است و سپاس بینهایت زانکه شد شهره عالم انار خوشگــــــــوار بادرود
شـــد حضـــور میهمـــــانان عـــزیز و ارجمنـــد باعث وجـــــد و غرور و افتخــــار بادرود
ساقی از مینا و ساغر باده در پیمانه ریز در هوای روحبخش و چون بهار بادرود
دختــــــران باغ را پیراهــــن عصمت دریـد این غزل ها را "صفایی"در دیار بادرود
احمدصفاییان- مسئول انجمن شعر و ادب بادرود![]()
زمرد سبز خالدآباد
دیدگــــان را خیــره بنمـــــــاید، خیـــار خلتـــــاوا مدح آن بسیار می باید، خیــار خلتــــاوا
قـد رعنـایت بنــازم !! بَه چــه قـــدّ و قــامتـــــــی سر به سقف آسمان ساید خیار خلتاوا !
در کنار سبزه،سیر و سکه وسنجد خوش است خوش تر آنکه جای سیب آید خیار خلتاوا
نکته سنجی با عروسش گفت در هنگــــام عقد خنچــه مان را بهتــر آراید خیــار خـلتاوا !
بس که ناز و تُرد وبامزّه ست ،جان من سزاست جای نی نی هر زنی زاید خیار خلتاوا !!
ای که از غربت ملولی، فـــاش گویم نکتــــه ای گر دلت تنگ است،بگشاید خیار خلتاوا!
بشنو از من این سخن را بی گمان چنـــدی دگر رأس اعجــــــاب جهان آید خیــــار خلتاوا
اینهمه حسن و جمال و جلوه پس سعدی کجاست تا به حُسن نظــم بستاید،خیــارخلتــاوا
ای صفـــــــــایی! کــــز انار بـــاد میــرانی سخن نوش جان ننموده ای شاید خیار خلتاوا !
شولی -مسئول انجمن شعر و ادب قلاقیچه! ![]()
جشنو
ره خیار
بالاخره سومین جشنواره انار بادرود که بوق وکرنایش گوش جهانیان را کر کرده بود و از حیث
شیوه های تبلیغی و اجرایی پهلو به پهلوی جشنواره فیلم فجر که چه عرض کنم ، فستیوال کن
میزد ، به سلامتی و میمنت تمام شد. اما...
من نمی دونم چرا این بادی ها هر چیزی رو انقدر بزرگش میکنن. این همه فیلم و عکس
و وب سایت و های و هوی و بزن و بکوب! برای یه جشنواره اناری ؟! که چی ؟!
تبلیغ انار می فرمایید؟ که خیلی انار دارید ؟
بادی های نازنین ! آقا ذبیح گل ! جشنواره به جای خودش محترم و محفوظ!
این همه مهمون که اومد همه جور تبلیغ و رقص و آواز به خوردش دادید. خیلیا که پول نداشتند
دیدند و آب دهن قورت دادند و بغ کردند و رفتند! دریغ از دو کُل انار ناقابل که بدید بندازن
ته حلقشون و چهار تا به به و چه چهی! لااقل بگن و یه فاتحه ای چیزی هم روش نثار کنن!
اصلاْ این همه جار و جنجال و شلوغ بازی و حرکات و سکنات ناموزون و جلف ! چیه که شماهادر میارین؟!
مگه ما تو خالدآباد این همه سال جشنواره نداشتیم ؟ آب از آب تکون می خوره ؟!
مثل بچه آدم جشن مون رو می گیریم و میریم رد کارمون و اینقدر هم خیارمون رو
به رخ بقیه نمی کشیم. جشنواره خیار رو عرض می کنم که همه ساله با شکوه تمام
در خالدآباد برگزار میشه و این همه هم قیل وقال نداره. نگید که تا حالا چیزی راجع بهش نشنیدید!
مجبورم نکنید این سکوت تاریخی رو بشکنم !
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
خیله خب ! پس من با عرض معذرت از قاطبه خالدابادی های نجیب و بخصوص دست اندرکاران و کارشناسان نازنین جشنواره خیار خالدآباد که بی سروصدا و محجوبانه و ماخوذ به حیائانه ! همه ساله رسالت خیاری -فرهنگی خودشون رو به نحو عالی(چنان که افتد و دانی) انجام می دهند، برای اولین بار این جشنواره مهم رو رسانه ای میکنم . چه اشکالی داره مثل این بادیها که اینقدر به انارشون می نازند ، ما خالدآبادی ها هم به خیارمون بنازیم؟!
جشنواره خیار امسال مثل چند هزارسال گذشته در کمال آرامش و وقار و متانت و نجابت و با حداقل اطلاع رسانی و حداکثر کیفیت در مکانی نامعلوم برگزار گردید. با اتمام جشنواره از برگزیدگان ونخبگان حوزه خیار در بخش های مختلف تقدیر به عمل آمد. چون بنا نیست از سیر تا پیاز این اتفاق مهم در اختیار عموم قرار بگیرد به اجمال برخی از فعالیت های جنبی نمایشگاه را ذیلاْ به آگاهی می رسانیم.
۱- پرده برداری از تندیس خیار در وردی محل دائمی نمایشگاه خیار

۲- افتتاح نمایشگاه عکس با عنوان هفت هزار سال با خیار ( نمونه عکس رو ملاحظه می فرمایید)

۳- برگزاری کارگروههای تخصصی با حضور بهترین خیار کاران و خیارشناسان و خیار خوران دنیا
۴-بر گزاری رقابت خیاری در کلاس های مختلف HUGENESS , RESISTANCE ، SEEMING ، LONGEVITY ,TASTINESS و GREENTH
و همچنین دربخش های جانبی "خیارچنبر" ، "شیرین کاری با خیار" و ....
(به دلایل امنیتی از آوردن اسامی برگزیدگان معذوریم! اما بعضی از خیارهای برگزیده رو یواشکی میشه نشون داد)



5-معرفی سلطان خیار سال ( گفتن اسمشو نگید) و اعزام نامبرده به فستیوال جهانی خیار یعنی اینجا
6- آموزش آخرین متدهای خیار چینی
7- وغیره..
در مراسم اختتامیه تصمیم گرفته شد از تجربیات چندهزار ساله برگزارکنندگان این جشنواره
برای برگزاری جشنواره های فرهنگی مشابه در برخی آبادی های همجوار استفاده شود .
اینجوری:
جشنواره هویج در فمی / جشنواره انگور در ده آباد / جشنواره کاهو در متین آباد
جشنواره کاه در حسین آباد / جشنواره گلابی در طامه /
جشنواره قیسی در ورآسیگو / جشنواره گردو در طرق
جشنواره شابادی در قلعه گوشه
ولخ علیهذا...
این دو حاج حسین هم رفتنی شدند. خدا بیامرزدشان

این روزا خیلیا بهشتی شدن. حسن آقا علی حاجی(پدرشهید احمدرضا حاجی زاده) ، حسین عابدی که در عنفوان جوانی قصد دیار باقی کرد و خیلی های دیگه که نمی شه اسم همه شون رو اینجا آورد..برای همه بستگان شون صبر آرزو میکنیم.
خبر بسیارخوبی است:
کلنگ فرهنگسرای شهر خالدآباد به زمين زده شد.
متن خبر : در روز چهارشنبه مورخ 14/5/88 با حضور مديران ارشد استاني آقايان مهندس عليزاده (معاون محترم امور عمراني استانداري) مهندس كاظمي (مديركل محترم دفترفني استانداري) مهندس جمالي نژاد (مديركل محترم دفتر امور شهري استانداري) و همچنين فرماندار ، بخشدار و جمعي از مسئولين شهرستان و بخش – كلنگ فرهنگسراي شهر خالدآباد به زمين زده شد.

موضوع جدی است . گفته می شود آقای مهندس علیزاده ( احتمالا همان آقای کلنگ به دست) برای نشان دادن اهتمام جدی و عزم راسخ خود برای به بار نشاندن این پروژه همچنان در محــــل احداث کتابخـــانه مزبورمشغول کلنگ زنی هستن و فرمودن :"جای پی ساختمون با من" و ظاهــــــرا هم کسی نتوانسته این کلنـگ خوش رنگ وخوش دسته را از ایشون بگیره .
اما به نظر شما، بعد از گذشت مثلاپنج سال ،اگر ما با مترو ! از محل این مراسم کلنگ زنون رد بشیم چی می بینیم ؟
احتمال شماره۱ یا احتمال شماره۲ ؟
۱ ۲

با پيگيري شهردار محترم خالدآباد ؛ يكدستگاه اتوبوس واحد بنز 355 از سازمان اتوبوسراني تهران به مبلغ 73 ميليون ريال خريداري و به ناوگان نقليه شهرداري اضافه شد.
اول اینکه این کلمات قرمز در خبر بالا زیاد فکر شما رو مشغول و مغشوش نکنه . همین جوری قرمزش کردیم . الکی !
دوم اینکه : داستان اون پیرمرد فمی چی رو حتماْ شنیدید که بهش گفتن توی دهات تون "سالَک "اومده و اون پیرساده دل جواب داد : خوبه! هر چی بیاد تو آبادی خوبه!
سوم اینکه : انشاءاله به خوشی و میمنت اهالی وهمشهریان عزیز از این یکدستگاه اتوبوس بنز۳۵۵ استفاده کنند و حظ وافر (حالشو) ببرند و برای اموات باعثان و بانیان این کار خیر فاتحه بفرستند. البته اینطور که از قراین پیداست این کار همین جوری یلخی و کشکی و بی سروصدا نبوده و گویا به میمنت این دستاورد عظیم آیین های باشکوه برگزار شده و تقدیرها به عمل آمده و نطق های آتشین ایراد شده و گوساله ها ذبح شده و سفره ها گسترانیده شده وقس علیهذا.. که اینها هم جای تقدیر و تشکر و شعف بسیار داشته و دارد. به هر حال به مناسبت این اتفاق فرخنده و تاریخی و برای اینکه دوست و دشمن بدانند که ما چه بودیم و چه هستیم و چه خواهیم شد و در یک کلام "سیر تاریخی تحول ناوگان نقلیه در خالدآباد" ما را ملاحظه کنند ،چهار عکس زیر را گذاشتیم که حسودان اول مقایسه کنند و بعد بترکند .
۱ ۲

۳ ۴

-------------------------------------------------------------